دوراهی مقاومت و سازش! در قرآن کریم
ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٩ 

بسم الله الرحمن الرحیم

به بهانه ی مساله ی مذاکره با آمریکا

دوراهی مقاومت و سازش! در قرآن کریم

و

نظرات مقام معظم رهبری در مورد مذاکره با آمریکا

 فهرست مطالب

دوراهی مقاومت و سازش! در قرآن کریم.

دوراهی مقاومت و سازش! در قرآن کریم.

نظرات مقام معظم رهبری در مورد مذاکره.

مخاطب ما در مذاکره انسانهایی غیر منطقی میباشند.

غیر منطقی یعنی زورگو.

چرا زور گو می‌باشند؟.

غرض دشمن از مذاکره این است که ما از ایمانمان دست بکشیم.

موضع ملت ایران در برابر پیشنهاد سازش و مذاکره.

 

دوراهی مقاومت و سازش! در قرآن کریم

بسم الله الرحمن الرحیم

این روزها ظاهرا برخی از سیاسیون دوباره بر سر دوراهی «مقاومت - سازش» متوقف مانده‌اند. سئوال مهمی که باید به آن جواب داد این است که در شرایط کنونی با وجود انبوه فشارهای داخلی و بین المللی، چرا نظام باید همچنان بر گفتمان مقاومت - با همه‌ی هزینه‌های آن- پا‌فشاری کند؟ برای پاسخ این سئوال باید به قرآن کریم رجوع کنیم.

پس از این که جامعه ای دست به انقلاب بزند و از سلطه ی دشمن خارج شود، طبیعتا مورد فشارها و تهدیدهایی توسط دشمن قرار می گیرد. در چنین شرایطی حرکت قدرتمندانه ی جامعه ی انقلابی در مسیری که انتخاب کرده است حائز اهمیت است ، زیرا هر لحظه امکان خستگی و تسلیم شدن مومنین در زیر فشارها و تهدید ها وجود دارد. نتیجه این خستگی و تسلیم، تمایل مومنان به برقراری ارتباطی دوستانه با دشمن، به منظور کاستن از فشارها و تهدیدها خواهد بود.قرآن کریم در سوره مبارکه ممتحنه به واکاوی این موضوع می پردازد و چگونگی ارتباط با دشمن، چرایی این نوع ارتباط، هدف دشمن از فشارها، آسیب شناسی وضعیت مومنین، وضعیت مومنین بعد از سازش و تفکیک گروههای دشمن را به طور دقیق بیان می فرماید.

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم - یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ (1) إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ (2). ... لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (8) إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (9)

ترجمه المیزان: اى کسانى که ایمان آورده‏اید دشمن مرا و دشمن خودتان را دوستان خود مگیرید، آیا مراتب دوستى خود را به ایشان تقدیم مى‏کنید با اینکه به قرآنی که براى شما آمده و حق است کفر مى‏ورزند و نیز رسول و شما را به جرم اینکه به خدا، پروردگارتان ایمان آورده‏اید بیرون مى‏کنند؟! اگر براى رضاى من و جهاد در راه من مهاجرت کرده‏اید نباید آنان را دوست خود بگیرید و پنهانى با ایشان دوستى کنید چون من بهتر از هر دانایى مى‏دانم چه چیزهایى را پنهان مى‏دارید و چه چیزهایى را اظهار مى‏کنید و هر کس از شما چنین کند راه مستقیم را گم کرده (1).اگر کفار به شما دست پیدا کنند دشمنان شما خواهند بود و دست و زبان خود را به آزار شما دراز خواهند کرد و آرزومند آنند که شما هم کافر شوید (2) ... (این فرمان تنها مربوط به کفاریست که شما را بیرون کردند و با شما جنگیدند) و اما آن هایى که چنین نکردند خدا شما را از احسان به آنان و رفتار عادلانه با ایشان نهى نکرده زیرا خدا عدالت‏کاران را دوست مى‏دارد (8). خدا تنها از دوستى کسانى نهى کرده که با شما سر مساله دین جنگیدند و شما را از دیارتان بیرون کردند و در بیرون کردنتان پشت به پشت هم دادند، خدا شما را از اینکه آنان را دوست بدارید نهى فرموده و هر کس دوستشان بدارد پس آن ها ستمکارند (9).

سعی داریم به شرح مختصری از این آیات بپردازیم.

می فرماید:

 "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ"

 دشمن من و دشمن خودتان را سرپرست و ولی نگیرید. اصل معنای ولایت، عبارت از نزدیک بودن دو چیز با یکدیگر است. پس ، دشمن خدا را کنار خودتان ندانید، بلکه روبرو و دشمن و معارض با خودتان بدانید. دشمن خدا را به آقایی خود نگیرید.

سئوال می شود که مگر ما داریم چه کار می کنیم که خدا می فرماید دشمن من و خود را ولی نگیرید؟

 "تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ"

 شما به آن ها اظهار مودت و دوستی می کنید.

در زبان عربی، القاء مودت به معنای ایجاد رابطه ای دوستانه می باشد.

این که مومنین، گروهی را به عنوان ولی و سرپرست بگیرند دو صورت دارد. یک بار این است که بروند پیش کسانی بگویند شما بیایید ولایت ما را بر عهده بگیرید، شما بیاید سرپرست ما شوید تا ما تحت فرمان و سلطه ی شما قرار بگیریم. صورت دوم این است که مومنین چنین کاری نکنند، اما با گروهی اظهار مودت و دوستی نمایند. این القاء مودت و اظهار دوستی در نهایت مساوی با پذیرش ولایت و آقایی گروهی بر گروه دیگر خواهد شد. در این آیات، خداوند به این صورت دوم اشاره فرموده است و ایجاد ارتباط دوستانه با کفار را مساوی با پذیرش ولایت و آقایی آنها دانسته است.یعنی همین که شما به سمت کفار دست دراز کردید و با آن ها ارتباطی دوستانه گرفتید، به ناچار ولایت آن ها را پذیرفتید و آن ها را سرپرست خود کرده اید.

دستور مذکور در بسیاری از آیات قرآن تاکید شده است و در بعضی از آیات، فرمان جنگ و از بین بردن دشمن ، هم به این فرمان ضمیمه شده است. برای نمونه خداوند متعال می فرماید :

 "وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاءً  فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ أَوْلِیَاءَ حَتىَ‏ یُهاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ  وَ لَا تَتَّخِذُواْ مِنهُمْ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا"

: کفار دوست دارند همان گونه که خود کافر شده‏اند شما هم کافر شوید تا با هم یکسان باشید. پس هرگز آن ها را ولی و سرپرست نگیرید تا آنکه در راه خدا و براى پذیرش دین مهاجرت کنند، پس اگر از این امر روى برتافتند آن ها را هر کجا یافتید بگیرید و بکشید، و هرگز از آنان ولی و یاورى نگیرید. (سوره نساء-89)

حال سئوال میشود چرا نباید با کفار ارتباطی دوستانه داشته باشیم؟ مگر آن ها چه کرده اند؟

می فرماید:

"وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ"

اینها به آنچه که از حق و حقیقت پروردگار برای شما فرستاد کافر شده اند. اینها به شریعت اسلام کافر شدند ، به قرآن کافر شدند و آن را کذب خواندند حتی پای خود را از انکار و تکذیب زبانی قرآن بالاتر گذاشته و دست به جنایاتی مانند سوزاندن و تکه تکه کردن این کتاب آسمانی زنند. با کشیدن کاریکاتور موهن اقدام به تمسخر رسول شما کردند.اعمالی را که کفار جاهل صدر اسلام هم نکرده بودند ، کفار گستاخ زمانه ی ما مرتکب شدند.

دوم این که

 "یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ"

رسول و شما را از سرزمین هایتان اخراج و بیرون می کنند. این عمل کفار، فقط مربوط به 1400 سال پیش نیست. این رویه ی همیشگی آن ها در طول تاریخ بوده است. بیرون راندن مسلمانان مظلوم فلسطین از سرزمینهایشان مصداق عینی همین رویه در زمان ماست. همین امروز هم در میانمار، کشورى در شرق آسیا، هزاران انسان مسلمان را دارند می کشند، دارند شکنجه می دهند، دارند از منازل و سرزمین های خود اخراج می کنند و این قلدرها ، لب تر نمی کنند. همان هائى که براى حیوانات دل می سوزانند، فرمان قتل هزاران مسلمان را صادر می کنند و عین خیالشان نیست. انگلیسی ها در جنگ جهانی اول دست به نسل کشی ایرانیان زدند و  جمعیت ایران در طی دو سال از 19 میلیون ، به 10 میلیون رسید. در بوسنی و هرزگوین نسل کشی مسلمانان، جمعیتشان را از بین برد. در شهر سربنیتسا، با دخالت اروپاییان، فقط در یک شب بیش از سی هزار  مسلمان قتل عام شد. آمریکایی ها در عراق و افغانستان ، چندین میلیون کشته و زخمی بر جای گذاشتند. و هنوز هم روز به روز بر تعداد این کشته ها افزوده میشود.

حال این سئوال مهم مطرح می شود که جرم مردم فلسطین و بوسنی و میانمار و عراق و افغانستان و ... چه بوده است؟ آن ها چه کرده اند که باید خانه و کاشانه ی آنها ویران و جان و مال و ناموسشان حلال شود؟

می فرماید:

"أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُم"

 تنها جرم آن ها این است که مومنند. تنها گناه آن ها این است که به خدای یگانه ایمان آورده اند.

این سخنان را خدا می گوید، و این یعنی از نیت های واقعی کفار خبر می دهد. خبری که احتمال دروغ در آن نمی رود.دشمنان شما ، آدمهایی هستند که راضی به زندگی کنار شما نیستند، اصلا وجود شما را نمی توانند تحمل کنند. تا زمانی که  بتوانند از قتل عام و بیرون راندن مسلمانان از ممالکشان کوتاهی نخواهند کرد. اگر بهانه پیدا کنند به قتل عام مردم مسلمان بوسنی در اروپا می پردازند. بعد به بهانه های واهی به آسیا و عراق حمله می کنند، بعد به افغانستان می روند و به قتل عام در آنجا دست می زنند. سپس در آسیای مرکزی، مسلمانان میانمار را از سرزمین هایشان می رانند و به فجیع ترین شکل ممکن دست به کشتار جمعی آن ها میزنند. به وسیله ی ایادی خود، شیعیان بحرین را به جرم شیعه بودن تحت شکنجه و تجاوز و  کشتار قرار می دهند. اطراف ایران را می گیرند و سوریه و عراق و دیگر کشورهای همراه ایران را به هم می ریزند، سپس هم اگر دستشان برسد، همه ی شما را به بدترین وجه خوار و ذلیل خود می کنند و به خاک و خون می کشند.  همه ی این ظلم ها و دشمنی ها را انجام می دهند تنها به یک دلیل. آن هم این است که شما مومن هستید. شما به خدای یگانه ایمان آورده اید. رهبر معظم انقلاب در این زمینه می فرمایند:

مذاکره، یعنى چه؟ صرف این‌که شما بروید با امریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مى‌شود؟ این‌طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسى، یعنى معامله. مذاکره با امریکا، یعنى معامله با امریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به امریکا چه مى‌خواهى بدهى، تا چیزى از او بگیرى؟ آن چیزى که شما مى‌خواهید به امریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟ ما چه مى‌توانیم به امریکا بدهیم؟ او از ما چه مى‌خواهد؟ آیا مى‌دانید که او چه مى‌خواهد؟ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید» (1). واللَّه که امریکا از هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نیست. او مى‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او مى‌خواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟((1369/02/12

إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی

ای مومنین ، اگر واقعا راست میگویید، اگر واقعا در راه جهاد و مجاهدت و کوشش برای من خارج شدید، حق ندارید با کفار رابطه ی دوستانه برقرار کنید. این دستور خداست. قولِ مستقیم خداوند است. خداوند از شما خواسته مذاکره نکنید، زیرا این مذاکره در نهایت به ولایت و آقایی دوباره آنها برشما ختم شود. اگر شما به خاطر رضایت خدا از ولایت کفار خارج شده و به دین الهی وارد شده اید چرا به سمتی میروید که از دشمنانی که زنده بودن مسلمانان را ، به تصریح قرآن ، نمی توانند تحمل کنند، درخواست کمک و تسامح داشته باشیم. شما را چه شده است؟ آیا گرانی و مشکلات اقتصادی و سیاسی موجب خسته شدن شما شده است؟ مگر شما روز اول به خاطر رضای الهی دست به این جهاد و از خود گذشتگی نزدید؟ پس چرا الان سست می شوید و دست از مقاومت بر می دارید؟ امام ره می فرمایند :  ما یک ملتى هستیم که به این گرسنگى خوردنها عادت کرده‏ایم. ما سى و پنج سال، یا پنجاه سال مى‏گویید ما در این گرفتاریها بودیم و عادت داریم به این‏ گرسنگى خوردنها. ما روزه مى‏گیریم، ما یک وقت (وعده) غذا مى‏خوریم. اگر بنا باشد که آنها محاصره اقتصادى بکنند، فرضاً که بتوانند و همه ملتها تبع ایشان بشوند، و حال آنکه این خیالى است خام، و همچو چیزى تحقق پیدا نمى‏کند. فرضاً که تحقق پیدا بکند، ما همان جو و گندمى که خودمان در مملکت خودمان کِشت مى‏کنیم، اقتصاد مى‏کنیم، و براى خودمان همان مقدار کافى است. ما در هر هفته یک روز گوشت مى‏خوریم. گوشت خوردن خیلى چیز خوبى هم نیست. و یک وعده هم ممکن است غذا بخوریم. ما را از این چیزها اینها نترسانند. اگر امر دایر بشود بین اینکه آبروى ما حفظ بشود یا شکممان سیر بشود، ما ترجیح مى‏دهیم که آبرویمان حفظ بشود، شکممان گرسنه باشد. صحیفه امام، ج‏11، ص: 39  در جای دیگری میفرمایند: براى شکم که ]قیام [نکرده بودند این ها ]جوانان [، براى خدا کرده بودند. ما تاریخ صدر اسلام را مى‏بینیم که آن هایى که براى خدا کار مى‏کردند با چه مشکلاتى روبرو بودند، خود پیغمبر با چه مشکلاتى روبرو بود، حضرت امیر با چه مشکلاتى روبرو بود. صحیفه امام، ج‏17، ص: 44

بماند که اکنون فضا هم فضای بدر و خیبر است، و نه شعب ابی طالب. ما شعب را در زمان امام ره گذرانده ایم، و اکنون لحظاتی بیشتر تا پایان خط و پیروزی نمانده. اکنون دیگر فقط کافی است از هواهایمان پیروی نکنیم. کافی است در جامعه درست رفتار کنیم. کافی است به جان هم نیافتیم، و امت واحده بمانیم. کافی است نعمت انقلابمان را قدر بدانیم و کافی است تنها چند قدمی تا صندوق رای حرکت کنیم و حماسه سیاسی رقم زنیم، و کالای ایرانی بخریم و حماسه اقتصادی راه بیاندازیم. دیگر نیازی به روزه اقتصادی و گرسنگی کشیدن نیست، و ما به اهدافمان بسیار نزدیک شده ایم.

مباحث سوره به این نقطه که می رسد، گویا مخاطب، می گوید چه کسی گفته ما رابطه ی دوستانه برقرار می کنیم؟ چه کسی گفته ما به آن ها اظهار دوستی میکنیم؟ مذاکره کردن یک کار عقلایی است. ما که نترسیده ایم، بلکه عقلمان حکم می کند مذاکره کنیم.

خداوند می فرماید:

 "تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ"

در نهان و خفا به آن ها اظهار دوستی می کنید در حالی که من به آنچه شما پنهان کرده اید و آنچه آشکار ساخته اید داناترم.

"وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ"

هر کس از شما که این کار را انجام دهد یعنی با دشمنان خدا طرح دوستی و یاری بریزد، راه میانه را گم کرده است و فریب خورده است.

در سال های اخیر در کشور ما سیاسیونی بوده اند که به شدت خواستار ایجاد ارتباط دوستانه با کفار و به ویژه آمریکا شده اند، اما چون این ارتباط مخالف خواسته ی توده ی مردم بوده است، آن را به صورت پنهانی دنبال کردند. برای نمونه میتوان به نامه دولت اصلاحات به رییس جمهور آمریکا اشاره کرد.

در مورد ایجاد رابطه آشکار دوستانه ، شاید بهترین مثال، ارتباط حکام برخی کشورهای عربی با آمریکا باشد. حکامی که به خیال خود می خواستند با ایجاد رابطه با آمریکا، پشتوانه محکمی برای حیات سیاسی خود دست و پا کنند و به وسیله ی این سازش ها موجبات بهبود و پیشرفت کشورهایشان را به وجود آورند. غافل از اینکه

مَثَلُ الَّذِینَ اتخَّذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتخَّذَتْ بَیْتًا  وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنکَبُوتِ  لَوْ کَانُواْ یَعْلَمُونَ

داستان کسانى که به جاى خدا کسانی دیگر را به ولایت و آقایی گرفته‏اند، مانند داستان عنکبوتی است که خآنه هاى بى‏دیوار، بى‏سقف و بى‏حفاظ براى خود بنا کرده باشد، و بى‏تردید سست‏ترین خانه‏ها خانه عنکبوت است، اینها اگر معرفت و شناخت داشتند دست به چنین کاری نمیزدند. (سوره مبارک عنکبوت-41)"

و مگر وضعیت این کشورها بعد از این همه ارتباط با غرب به کجا رسید؟ این ارتباطات چه قدر موجب پیشرفت این کشورها شد؟ مصری که در قاهره اش 2 میلیون نفر از بی خانمانی در قبرستان ها می خوابند. عربستانی که درآمدش میان وهابیون و آل سعود تقسیم می شود و اقلیت شیعه و اکثریت مالکی از این درآمدها هیچ عایدی ای ندارند. فقرای فراوانی که در شهرهای مختلف عربستانند و به حاجیان ما نشان داده نمی شوند. دیگر، کشورهای کوچک و ریز حاشیه خلیج فارس اند که پیشرفت علمی، بین المللی، سیاسی، فرهنگی ایران اسلامی را در خواب هم نمی بینند، و با وجود داشتن نفت، به گدایان موقتی درِ خانه غرب تبدیل شده اند و مردمشان را به ذلت کشانده اند. و خدا میداند روزی که نفتشان تمام شود آمریکا چه بر سر آنها خواهد آورد. ترکیه ای که دولتش تازه پس از این همه مبارزات، از دست ارتشیان کودتاچی خارج شده و در عین حال، سال هاست ملتماسانه منتظر پذیرفته شدن در اتحادیه اروپا است و برای این مطلوب هر باجی که بخواهند میدهد. در همین راستا امریکا دولت ترکیه را واداشته تا خلاف امنیت ملی خود با سوریه ی همسایه بجنگد و این راه دادن مستقیم به وهابیون و ایجاد انگیزه برای مبارزین کرد، حماقتی است که ترکیه در آینده اثراتش را خواهد دید. و همه ی این کشورها، در بعد نظامی چونان کودکی اند در مقابل ایران اسلامی. اگر مذاکره قرار است ما را به اینجا ها بکشاند و مشکلات اقتصادیمان را هم حل نکند – که نمی کند- پس مذاکره برای چه؟

در همین سالهای اخیر به چشم خود عاقبت صدام ها و قزافی ها و بن علی ها و حسنی مبارک ها را دیدیم که خود در اوج خواری وذلت از قدرت و صحنه ی هستی کنار رفتند و مملکت خود را به بیچارگی و بدبختی کشاندند. بر اساس این منطق قرآنی، ما می توانیم با اطمینان بگوییم عاقبت اردوغان ها، آل سعود ها و آل خلیفه ها و ... نیز ، این چنین خواهد شد.

مقام معظم رهبری در تبیین این موضوع می فرمایند: کشورهائى در همین منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمریکا بودند، دولت هاشان نوکر و مطیع و فرمانبر آمریکا بودند؛ آن ها کجا هستند؟ ملت ایران هم سى و چند سال در مقابل آمریکا ایستاده؛ ملت ایران کجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمریکا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت فرهنگى، آبروى بین‌المللى، نفوذ و اقتدار سیاسى، به جائى رسیده است که در دوران رژیمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نمی دیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه کردیم، ما امتحان کردیم. سى سال ما در مقابل فشارهاى آمریکا ایستاده‌ایم، اینجائیم؛ ملت هائى هم هستند که سى سال تسلیم آمریکا شدند و مراحل متعددى عقب اند. ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یک ملت را احیاء میکند و به فعلیت میرساند. (29/11/91)

در ادامه سوره برای اینکه مسلمان ها از نظر فکری قانع شوند و چرایی ممنوع بودن ایجاد هر گونه رابطه ی دوستانه با کفار را بهتر درک کنند، به معرفی آن ها می پردازد. می فرماید اشتباه نکنید، هر کار کنید دل آن ها با شما نرم نخواهد شد. آن ها کسانی اند که دین شما، ایمان شما، عقاید شما را به زیان خود می بینند ، پس همت به نابودی دین و ایمان شما گماشته اند. این ها هرگز با شما مهربان و دوست نخواهند شد. هر چه قدر شما کوتاه بیاید و سازش کنید این ها دست بر نخواهند داشت.

"إِنْ یَثْقَفُوکُمْ"

 اگر بر شما دست یابند

"یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً"

دشمن شما خواهند بود

وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ

دست و زبان خود را به بدی بر روی شما می گشایند. دستشان را می گشایند، شما را تحت فشار قرار می دهند، زبانشان را به بدی به روی شما می گشایند، شما را تحقیر می کنند، شما را بی حیثیت و بی شرافت می کنند، شما را به عنوان یک انسان قابل نمی شمارند. کاری ندارند که شما کدام طرفی بوده اید. مهم این است که ایران، دیگر نتواند سر برآورَد. هاشمی و خاتمی و خامنه ای، بقال و محصّل و سیاستمدار، برایشان فرقی نمی کند. ذلیل می کنند و نابود. و اینجا است که اگر فکرش را بکنیم، می فهمیم در چه پیچ تاریخی ای قرار داریم. می فهمیم  با یک عقب نشینی پس از طیّ قسمت سخت مقاومت، چه ذلت ها در تاریخ برای ایران و ایرانی و اسلام و مسلمان پیدا خواهد شد و با استقامتی اندک، چه افق هایی فتح خواهد شد.

در جایی دیگر در پاسخ به کسانی که می گویند. نه خیر! کافران با ما قرار داد دارند و آنها براساس قرار دادشان عمل میکنند ، می فرماید:

کَیْفَ وَ إِن یَظْهَرُواْ عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُواْ فِیکُمْ إِلاًّ وَ لَا ذِمَّةً  یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَ تَأْبىَ‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثرُهُمْ فاسِقُونَ

 چگونه تعهّدشان مورد اعتماد خواهد بود در حالى که اگر بر شما پیروز شوند در حق شما نه خویشاوندیى را مراعات مى‏کنند و نه عهد و پیمانى را؟! شما را با سخنانشان راضى مى‏کنند در حالى که دل‏هایشان امتناع دارد، و بیشترشان فاسق اند. (سوره توبه-8)"

در این جا به یکی از حوادث تاریخی ای که در جمهوری اسلامی ایران در مورد ارتباط با دشمن شکل گرفت و موجب شد دست دشمن و به ویژه آمریکا برای ما رو شود، اشاره ای گذرا می کنیم.

ژوئن 2003 یا خرداد 1382 بود.جناب آقای حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند. پرونده ایران برای اولین بار در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی مطرح شد. دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی برای اولین بار، گزارش درباره فعالیت های هسته ای ایران را به شورای حکام داد. وی در اجلاسی در تاریخ 16 ژوئن 2003 در سخنرانی خود گفت: " ایران نتوانسته است گزارش دقیقی از مواد هسته ای وفعالیت هایش را ارائه دهد. ولی مقامات ایران گامهای اصلاح کننده ای برداشته اند" شورای حکام در سپتامبر همان سال، تشکیل جلسه داد و در آن، قطعنامه شدید اللحنی علیه ایران صادر شد. شورای حکام برای اجرای مفاد قطعنامه به ایران ضرب الاجل (Dead Line) داد.

چند ماه بعد دولت امریکا با صدور قطعنامه ای شدید اللحن از سوی آژانس، عزم خود را برای ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، جزم کرده بود

ایران، تحت تاثیر فشارهای وارد شده اعلام کرد که در قبال دریافت برخی امتیازات، پروتکل را امضا خواهد کرد.

توافقنامه سعد آباد و پذیرش پروتکل الحاقی

وزرای خارجه سه کشور آلمان فرانسه و انگلیس وارد ایران شدند تا برای برون رفت از وضعیت آن زمان چاره ای اندیشیده شود. در این توافقنامه ضمن این که حق ایران در دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای به رسمیت شناخته شده بود یک سری از امتیازات دیگر هم برای ایران در نظر گرفته شده بود که در قبال آن ایران باید پیوستن به پروتکل الحاقی و تصویب آن در مجلس را در دستور کار خود قرار می داد و لذا بعد از تمام اتفاقات پیش آمده، نهایتا ایران در وضعیتی پروتکل را پذیرفت که وزرای سه کشور اروپایی خواسته های خود را در کاخ سعدآباد بر ایران تحمیل کردند. جمهوری اسلامی ایران، پس از مذاکرات، اعلام کرد که پروتکل الحاقی را پذیرفته و برنامه غنی سازی اورانیوم را به حال تعلیق درآورده است.

معاهده بروکسل

پس از امضای بیانیه تهران بین سه کشور اروپایی و ایران، طرفین امضا کننده این بیانیه در تاریخ 23 فوریه 2004(14  اسفند ماه 1382) - یعنی چند ماه بعد از امضای بیانیه سعد آباد- در بروکسل مقر اتحادیه اروپا توافق کردند که ایران علاوه بر تعلیق داوطلبانه اورانیوم که در بیانیه تهران بدان متعهد شده است از ساخت قطعات و مونتاژ دستگاه های سانتریفوژ که ابزار اصلی غنی سازی اورانیوم به حساب می آیند نیز دست بردارد. اروپایی ها نیز در مقابل متعهد شدند تا پرونده هسته ای ایران را به طور کامل از از دستور کار آژانس خارج کنند. که در آینده به این مفاد پایبند نماندند.

موافقتنامه پاریس

 چند ماه بعد ، اعتراضات و ابراز نگرانی های ایران در مورد روند طی شدن پرونده هسته ای موجب شد تا پرونده هسته ای وارد فاز جدیدی شود و و این بار اروپا با پیشنهاد جدید تری وارد بازی شد. بالاخره بعد از چند مرتبه مذاکره، توافقنامه ی جدیدی که توافقنامه پاریس نام گرفت، به امضا رسید. طرفین، تعهدات جدیدی پذیرفتند مثلا ایران تصمیم گرفت که به طور داوطلبانه، برنامه تعلیق را گسترش دهد و به طور کلی هر نوع آزمایشی که تبدیل اورانیوم را در بر بگیرد به حال تعلیق در بیاورد. در مقابل، اروپاییان بیشتر تعهداتی را پذیرفتند که ناظر به آینده بود. از جمله این که حقوق ایران بر اساس NPT به رسمیت شناخته شود و و اذعان کردند که اروپا حق ایران را در بهره گیری صلح آمیز از انرژی انرژی اتمی و چرخه سوخت هسته ای را به رسمیت شناخت.

اما  بر خلاف انتظار،  بعد از این توافقات، کشورهای اروپایی، بانی قطعنامه ای شدند که 5 آذر 1383 به تصویب رسید و صادر شد. و مهمترین نکته آن عبارت تعلیق پایدار غنی سازی اورانیوم از جانب ایران بود و همچنین بحث نامحدود بودن تعلیق نیز از مسائل مطرح شده بود که با توافق پاریس کاملا در تضاد بود.

در آن زمان و پس از معلوم شدن نتایج مذاکرات، سوال اساسی که مورد پرسش توده‌های مردم قرار داشت، این بود که پس از سال‌ها دم زدن آقای خاتمی از "گفتگوی تمدن‌ها" و عقب‌نشینی‌های مکرر ایشان از برخی مواضع اصولی نظام، کوتاه آمدن در برابر زیاده‌خواهی‌های مکرر غربی‌ها و به ویژه امتیاز دادن‌هایشان در پرونده هسته‌ای که اجمالی از بیان شد، چه دستاورد‌ی برای ملت ایران به دست آمد؟ جز این بود که موجب شد رییس جمهور آمریکا جرج دبلیو بوش با وقاحت تمام در سخنرانی سالیانه خود در کنگره ایالات متحده آمریکا، سه کشور ایران، عراق و کره شمالی را به عنوان محور شرارت معرفی نمود!

تا کجا عقب بکشیم دشمن از ما راضی خواهد شد؟ چه امتیازاتی باید به آن ها داده شود تا دست از دشمنی با ما بردارند؟

"وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ (2)"

 دوست می دارند که شما کافر بگردید. هدف آن ها، کافر شدن شماست. تا به این هدف نرسند، دست از آزار و اذیت شما بر نمیدارند. در آینده اگر دوباره بر شما مسلط شوند، همین یک ذره عقیده ی قلبی را هم، نمی گذارند شما نگه دارید. خیال نکنید که آزاد و راحت می گذارند شما مسلمان بمانید؛ می گذارند شما به وظایف اسلامی تان عمل کنید.

رویه ی کفار این گونه است. اما اگر مقاومت کنیم چه می شود؟ اگر با آن ها رابطه ی دوستانه برقرار نکنیم وضعیت ما چگونه خواهد شد؟ آیا فشارها و تهدید ها، ما را از پا در خواهد آورد؟ جمهوری اسلامی ایران در این زمینه تجربه های فراوانی دارد. از جمله ی این تجربه ها، تجربه ی مقاومت در بحث هسته ای است.

ابتدای دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در حالی آغاز شد که با توجه به عقب نشینی های دولت اصلاحات، بحث کشیده شدن پرونده هسته‏ای ایران به شورای امنیت، قطعی شده بود و منشاء آن هم اعلام تصمیم از سر گیری فعالیت های تبدیل اورانیوم در UCF اصفهان بود.  رویه ی جدید برخورد ایران دچار تغییرات عمده ای شد. ایران دیگر منتظر عمل غربی ها نمی ماند تا از خود، عکس العمل نشان دهد. غالبا این اقدامات ایران بود که با عکس العملهای غربی ها مواجه می شد و به اصطلاح سیاسی دیپلماسی ایران از حالت انفعالی به حالت فعال تغییر جهت داد و در همین راستا ایران در سه سیاست عمده خود تغییر جهت داد این سه سیاست عبارت بودند از:

سیاست اول: تعلیق اجرای پروتکل الحاقی

 سیاست دوم: تعلیق همکاری های داوطلبانه با آژانس بین المللی انرژی اتمی

سیاست سوم :به صحنه کشاندن ملت برای احقاق حقوق هسته ای خود و استفاده از این پشتوانه عظیم مردمی به جای تکیه به اروپا. یعنی دست یابی به انرژی هسته ای به یک خواست ملی تبدیل شد.

در واقع سیاست خارجی ایران در این دوره، سه رکن اساسی پیدا کرد :

1- تعامل با نظام بین الملل و پرهیز از ناهنجاری ها و قانون شکنی ها  2 - مقاومت بدون اغماض در مورد احقاق حقوق هسته ای 3- اتکال و اعتماد به پشتوانه نیروی مردمی به جای اعتماد به اروپا

سخنرانی رییس جمهور در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۵ (۲۷ شهریور ۱۳۸۴) در مقر سازمان ملل، ابتکاری فعالانه در راستای تداوم همین دیپلماسی فعال هسته‌ای ایران بود. ایشان در سخنرانی خود با اشاره به برخورد دوگانه‌ غرب، آپارتاید هسته‌ای و خلأ ضمانت اجرای معاهده NPT برای خلع سلاح فراگیر، پیشنهاد نمودند مجمع عمومی، کمیته‌ ویژه‌ای را برای مقابله با تکثیر تسلیحات هسته‌ای و رفع آپارتاید هسته‌ای مشخص کند که یکی از کارویژه‌ های آن تهیه‌ گزارش جامع در مورد چگونگی انتقال مواد، فناوری و تجهیزات ساخت سلاح هسته‌ای به رژیم صهیونیستی باشد.

جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر بند چهار معاهده NPT و در چارچوب «اصل تحقیق و توسعه» در ۹ آوریل ۲۰۰۶ (۲۰فروردین ۱۳۸۵) موفق به تولید چرخه‌ کامل سوخت هسته‌ای در مقیاس آزمایشگاهی شد و به کشورهای عضو باشگاه اتمی پیوست. پیشرفت های ایران در زمینه ی هسته ای روز به روز سرعت می گرفت تا اینکه با گذشت یکسال، در ۱۱ آوریل ۲۰۰۷ (۲۲ فروردین ۱۳۸۶)، رئیس جمهوری در مراسم جشن روز ملی فناوری هسته‌ای در نطنز اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در گروه تولیدکنندگان صنعتی سوخت هسته‌ای قرار گرفته است.

هم اکنون جمهوری اسلامی ایران با افتخار اعلام می دارد، کشوری که در اوائل سال 1384 به داشتن تنها چند دستگاه ساتریفیوژ برای تحقیقات هسته ای رضایت داده بود و حتی در این زمینه هم نتوانست اروپائیان را قانع سازد،جزء کشورهای باشگاه هسته ای می باشد و سالانه جشن هسته‏ای را برپا می کند بدون اینکه دیگر نگرانی ای از حمله و تهدید ها و تحریم های بی اثر زورگویان بین المللی داشته باشد. احتمال حمله نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران به نزدیک صفر رسیده است و دیگر کشور از این بابت احساس نا امنی نمی کند و هم اکنون ابزارهای جمهوری اسلامی ایران برای چانه زنی در این زمینه بسیار بیشتر شده است و حتی مخالفانی همچون آمریکا حاضر به مذاکره بدون پیش شرط با ایران شده اند.

این جاست که مردم مسلمان و معتقد ایران وعده های الهی را حق میابند، همان وعده ای که خداوند در قرآن فرمود

"وَ لَن یجعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلىَ المؤْمِنِینَ سَبِیلاً"

اگر شما با ایمان حرکت کنید، اگر مومنین در مسیر حق قدم بردارند، خداوند هرگز براى تسلّط کافران بر مومنین راهی قرار نخواهد داد. (سوره نساء -141)

درس گرفتن از چنین تجربه هایی در طول 34 سال عمر با برکت نظام جمهوری اسلامی است که به مردم انقلابی کشور ما ثابت کرده است که اگر در راه مقاومت و جهاد قدم بردارند، قطعا یاری خدا می رسد و مشکلات، یکی پس از دیگری رفع می شود.

مقام معظم رهبری در همین زمینه می فرمایند: نه، این جور نیست، مذاکره مشکلى را حل نمی کند؛ مذاکره‌ى با آمریکا مشکلى را حل نمیکند؛ کجا این ها به وعده‌هاى خودشان عمل کردند؟ شصت سال است که از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى که با آمریکایى‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. یک روزى مصدق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد، به آن ها تکیه کرد، آن ها را دوست خود فرض کرد، ماجراى 28 مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایى‌ها قرار گرفت و عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایى بود. تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند. بعد هم حکومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر این کشور مسلط کردند، ساواک تشکیل دادند، مبارزان را به زنجیر کشیدند، شکنجه کردند؛ این مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به این ها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد. (21/11/91)

حال این سئوال پیش می آید که آیا با تمامی کفار باید به یک نحو برخورد کرد؟ آیا ایجاد رابطه ی دوستانه با هر کافری مورد نکوهش خداوند است؟ اگر این گونه باشد آیا ما کشوری منزوی در جهان نخواهیم شد؟ همین الان هم جمهوری اسلامی ایران با بسیاری از کشورهای خارجی که نظام حاکم بر آن جا توسط کفار اداره می شود، رابطه دارد، آیا سیاست خارجی کنونی ما بر خلاف قرآن است؟ در ادامه سوره به این نکته پرداخته میشود.

"لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ"

خدا نهیتان نمی کند درمورد کفاری که با شما در مورد دینتان جنگ ندارند و شما را از خانه هایتان بیرون نمی کنند

"أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ (8)"

خدا نهیتان نمی کند از این که با آن ها به نیکی رفتار کنید و ارتباطی عادلانه داشته باشید. منطق اسلام این نیست که با لجاجت و اصرار دستور دهد تا مسلمانان با تمامی جهانیان دشمن باشند و با هیچ کشور غیر مسلمانی ارتباط نداشته باشند. در اسلام، بین کافری که با دین و ایمان مسلمانان جنگ دارد و کافری که با مسلمانان سر دینشان و منطقشان جنگی ندارد تفاوت گذاشته شده است. این منطق والای اسلام و قرآن است که موجب می شود ما  هیچ وقت در جهان منزوی نشویم. همین منطق موجب می شود که ما با بسیاری از کشورهای جهان مانند چین، روسیه، کشورهای آسیای مرکزی، کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای آفریقایی و ... ارتباط داشته باشیم و موفق شویم با یک دیپلماسی فعال، نقش تاثیر گذاری در جهان ایفا کنیم تا جایی که بتوانیم ریاست جنبش عدم تعهد ها، که شامل حدود 3/2 کشورهای جهان میباشد را، بر عهده بگیریم.

مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در دیدار با مسئولین بلند پایه بیش از 130 کشور جهان در اجلاس عدم تعهد می فرماید : شرائط گیتى، حساس و جهانِ، در حال گذار از یک پیچ تاریخىِ بسیار مهم است. انتظار می رود که نظمى نوین در حال تولد یافتن باشد. مجموعه‌ى غیرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه‌ى جهانى را در خود جاى داده است و می تواند در شکل‌دهى آینده نقشى بزرگ ایفاء کند (9/06/91)

 پس از معرفی گروهی از کافران که میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد در مقابل به معرفی کافرانی که نباید هیچ گونه رابطه ای با اینها ایجاد شود ، می پردازد.

"إِنَّما یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ قاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ"

اول کافرانی که با ما سر دینمان جنگ دارند ، مانند آمریکا. دوم کافرانی که مسلمانان را از خانه هایشان بیرون می کنند، مانند اسرائیل که فلسطینی ها را از سرزمینشان بیرون کرد. و سوم کافرانی که از آنها پشتیبانی می کنند، مانند انگلیس و ... . خداوند مومنین را از ایجاد هر گونه رابطه ی دوستانه که در نهایت به ولایت و آقایی آن ها خواهد رسید نهی می کند.

"وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (9)"

حال اگر مومنین با یکی از این سه گروه ارتباط برقرار کنند و به سمت پذیرفتن ولایت و آقایی آنها پیش روند ، هم به خودشان و هم به مومنین ظلم کرده اند.

حتی در آیات دیگر قرآن، خداوند دستور به جنگ و کشتن کافران سلطه طلب و مستبد و بی وفا به پیمان ها و مذاکره ها را صادر می فرماید :

" فَقَاتِلُواْ أَئمَّةَ الْکُفْرِ  إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ

 پس با پیشوایان کفر بجنگید و آن ها را بکشید، چرا که آنان هیچ پیمانى را رعایت نمی کنند، باشد که این جنگ شما موجب شود از رویه ی خود و پیمان‏شکنى‏ هایشان باز ایستند. (سوره توبه -12)

و در چرایی این فرمان می فرماید:

 "الَّذِینَ أُخْرِجُواْ مِن دِیَرِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُواْ رَبُّنَا اللَّهُ  وَ لَوْ لَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لهدِّمَتْ صَوَامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا  وَ لَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ  إِنَّ اللَّهَ لَقَوِىٌّ عَزِیزٌ

همان کسانى که به ظلم  و ناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند. گناهى نداشتند جز اینکه گفتند: «پروردگار ما خداست» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏کرد، صومعه‏ها و کلیساها و کنیسه‏ها و مساجدى که نام خدا در آن ها بسیار برده مى‏شود، توسط کفار و دشمنان الهی ویران مى‏شد، و قطعاً خدا به کسانی که به وسیله ی جنگ با کافران دین او را یارى مى‏کند، یارى مى‏دهد، چرا که خداوند سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است. (سوره حج-40)"

مقام معظم رهبری هم کاملا به دو نوع رفتار مختلف با کفار قائلند و این را در عمل و گفتار خود اعلام کرده اند ایشان می فرمایند: ملت ایران آرمان ها و مقاصدى دارد که در دنیا هر کس به این مقاصد و نیز به ملت ایران احترام گذاشته و نظام جمهورى اسلامى را قبول کرده، ملت ایران در طول زمان با او مثل یک طرف برابر و مساوى وارد میدان مذاکره و معامله شده است  .ما با شوروى هم ارتباطات داشتیم، با اروپا و همه‌ى دنیا هم ارتباطات داریم. مسأله‌ى امریکا این است که هویت اسلامى و ملى ما را قبول ندارد و این را به زبان مى‌آورد. چرا عده‌اى از مدعیان سیاست و فهم، نمى‌فهمند؟! واقعا جاى تأسف است. حکومتى که این‌طور صریحا مى‌گوید مى‌خواهم علیه نظام اسلامى و خواست ملت ایران عمل کنم و براى براندازى این نظام بودجه مى‌گذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خیانت و هم حماقت است. (1381/03/01)

حال این سوال پیش میاید که آیا تا ابد باید با سه گروه بالا دشمن بود؟ آیا هیچ گاه نمیتوان با آن ها رابطه دوستانه برقرار کرد؟ جواب این است که اگر روزی برسد و این کافران دست از دشمنی با مسلمانان بکشند، در چنین شرایطی منعی برای ایجاد رابطه با آن ها وجود نخواهد داشت. مقام معظم رهبری در این زمینه هم می فرمایند :

آمریکائى‌ها باید حسن نیت خودشان را اثبات کنند؛ نشان بدهند که درصدد زورگوئى نیستند. اگر چنانچه این را نشان دادند، آن وقت خواهند دید که ملت ایران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ایران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ایران داده خواهد شد.

و این نمی شود مگر این که گرگی میش شود و میشی گرگ! یعنی نیاز به تغییر هویت واقعی این کشورهای مستکبر وجود دارد.

 


نظرات مقام معظم رهبری در مورد مذاکره

مخاطب ما در مذاکره انسانهایی غیر منطقی میباشند.

غیر منطقی یعنی زورگو


دولتمردان آمریکائى غیر منطقى حرف میزنند. با گفتگو کننده‌ى غیر منطقى، نمیشود انسان بنشیند به اتکاء منطق حرف بزند؛ خب، او غیر منطقى است. غیر منطقى یعنى زورگو، یعنى حرفِ بیخود بزن. این واقعیتى است که ما در طول این سى سال در برخورد با قضایاى گوناگون جهانى آن را بروشنى دریافته‌ایم. ما این را میفهمیم که طرف مقابل ما کیست و چگونه باید با او رفتار کرد.(29/11/91)

چرا زور گو می‌باشند؟

ما را بایکوت رسانه ای کرده اند.

البته این حرفها براى ملت ایران است. آنها که حرف میزنند، رئیس جمهور آمریکا که حرف میزند، اعوان و انصارش از دولتمردان آمریکا که حرف میزنند، براى فریب دادن افکار عمومى است؛ حالا افکار عمومى جهان، یا افکار عمومى ملتهاى منطقه؛ یا اگر بتوانند، افکار عمومى ملت خودمان. ما فعلاً با افکار عمومى جهان کارى نداریم. شبکه‌ى وابسته‌ى صهیونیستى - آمریکائىِ خبرى دنیا حرفهاى ما را آنچنان که هست، منعکس نمیکند؛ یا اصلاً منعکس نمیکند، یا ناقص منعکس میکند، یا درست بعکس منعکس میکند. من براى مردمِ خودمان حرف میزنم. اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افکار عمومىِ جهانى نیست. جمهورى اسلامى اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افکار عمومى دنیا به دست نیاورده است؛ از خود این ملت به دست آورده است. آن بناى استوار و مستحکمى که ملت ایران به وجود آوردند و امروز پیام آن در همه‌ى دنیا دارد پى‌درپى و به خودى خود پخش میشود، متکى است به خود ملت ایران. (29/11/91)

حرفشان با عملشان یکى نیست ، مذاکره همراه با فشار و تهدید به چه معناست؟

پس نکته‌ى اول این است که بدون اعتقاد حرف میزنند و حرفشان با عملشان یکى نیست. (29/11/91)

وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمیدهد، خودتان میگویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما میخواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک میکنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد(19/11/91)

حالا اخیراً آمریکایى‌ها باز مسئله‌ى مذاکره را پیش کشیدند، تکرار میکنند که آمریکا آماده است با ایران مذاکره‌ى مستقیم بکند؛ این تازگى ندارد. مسئله‌ى مذاکره را آمریکایى‌ها در هر مقطعى تکرار کرده‌اند. حالا امروز نوبه‌میدان‌آمده‌ها مجدداً تکرار میکنند که مذاکره کنیم و میگویند توپ در زمین ایران است، توپ در زمین شماست، شما هستید که باید پاسخگو باشید، شما هستید که باید بگویید مذاکره‌ى همراه با فشار و تهدید، چه معنایى دارد؟ مذاکره براى اثبات حُسن نیت است. شما ده تا کار انجام میدهید که حاکى از سوء نیت است، آن وقت به زبان میگویید مذاکره؟! توقع دارید ملت ایران قبول کنند که شما حُسن نیت دارید؟! (19/11/91)

میخواهند به دنیا اعلام کنند که ما حُسن نیت داریم. نه، ما حُسن نیتى مشاهده نمیکنیم. من چهار سال قبل - در اول این دولت کنونى امریکا - که باز همین حرفها را میزدند، اعلام کردم، گفتم که ما پیشداورى نمیکنیم، قضاوت زودهنگام نمیکنیم؛ ما نگاه میکنیم ببینیم عمل اینها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهیم کرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ایران چه باشد؟ از فتنه‌ى داخلى حمایت کردند، به فتنه‌گران کمک کردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروریسم به کشورى مثل افغانستان لشگرکشى کردند، این همه انسان را پامال کردند، نابود کردند؛ با همان تروریستها امروز دارند در سوریه همکارى میکنند، پشتیبانى میکنند؛ همان تروریستها را در هرجایى که توانستند در ایران به کار بگیرند، به کار گرفتند، عوامل آنها، همپیمانهاى آنها، جاسوسان رژیم صهیونیستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور کردند صریح، اینها حاضر نشدند حتى محکوم کنند، حمایت هم کردند؛ این عملکرد آنهاست؛ علیه ملت ایران تحریمهایى را که خودشان میخواستند این تحریمها فلج کننده باشد، به کار گرفتند و این را تصریح کردند و گفتند فلج کننده. چه کسى را میخواستید فلج کنید؟ ملت ایران را میخواستید فلج کنید؟ شما حُسن نیت دارید؟(19/11/91)

آمریکائى‌ها نشان بدهند که زور نمیگویند، نشان بدهند که شرارت نمیکنند، نشان بدهند که در حرف و عملشان غیر منطقى حرف نمیزنند و عمل نمیکنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ایران احترام میگذارند، نشان بدهند که در منطقه آتش‌افروزى نمیکنند، نشان بدهند که در مسائل ملت ایران دخالت نمیکنند؛ آنچنان که در فتنه‌ى ۸۸ دخالت کردند، از فتنه‌گران پشتیبانى کردند، شبکه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند - یک شبکه‌ى اجتماعى آن روزها میخواست براى تعمیرات تعطیل کند، گفتند تعطیل نکن؛ براى اینکه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - این کارها را نکنند، خواهند دید جمهورى اسلامى یک نظام خیرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط این چیزى است که گفتیم و لاغیر؛ از این راه میتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. (19/11/91)

باید حُسن نیت نشان بدهند. عنوان مذاکره، پیشنهاد مذاکره با فشار سازگار نیست؛ راه فشار با راه مذاکره دوتاست؛ امکان ندارد که ملت ایران قبول بکند که زیر چکمه‌ى فشار، زیر تهدید بیاید با طرف تهدید کننده و فشار آورنده مذاکره کند. مذاکره کنیم که چى؟ که چه بشود؟(19/11/91)

در مذاکره به دنبال تسلیم شدن طرف مقابل و تحمیل نظر خود میباشند

مذاکره در عرف آمریکائى‌ها و قدرتهاى سلطه‌گر به معناى این است که بیائید بنشینیم گفتگو کنیم تا شما حرف ما را قبول کنید - هدف مذاکره این است - بیائید بنشینیم حرف بزنیم تا بالاخره نتیجه‌ى این حرف زدن و گفتگو کردن این باشد که مطلبى را که شما قبول نمیکردید، حالا قبول کنید. همین حالا در تبلیغاتى که آمریکائى‌ها در مورد مذاکرات راه انداخته‌اند - که چند وقت است لابد میشنوید - و سر و صدا و هیاهو دارند که بله، با ایران مذاکره‌ى مستقیم کنیم، چه کنیم، در همین حرفهاى امروزشان هم این معنا کاملاً خودش را نشان میدهد: بیائیم بنشینیم تا ایران را قانع کنیم که از غنى‌سازى دست بردارد؛ از انرژى هسته‌اى دست بردارد. هدف این است. نمیگویند بیائیم بنشینیم مذاکره کنیم تا ایران ادله‌ى خودش را بیان کند، ما از فشار روى مسئله‌ى هسته‌اى دست برداریم، از تحریم دست برداریم، از دخالتهاى امنیتى و سیاسى و غیره دست برداریم؛ میگویند بیائید مذاکره کنیم تا ایران حرف ما را قبول کند! (29/11/91)

هر جائى که در اثناى مذاکره ببینند طرف مقابل یک حرف منطقى‌اى میزند و آنها کم مى‌آورند، در مقابل ایران همان جا مذاکره را قطع میکنند؛ میگویند ایران حاضر نیست حرف بزند! شبکه‌هاى خبرى و سیاسى هم دست آنهاست؛ تبلیغات میکنند. این را ما تجربه کردیم. در این ده پانزده سال گذشته، دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکائى‌ها سر یک موضوع مشخصى به مسئولین ما پیغام دادند، اصرار کردند که یک امر خیلى لازمِ فورىِ فوتىِ واجبى است، بیاید بنشینیم یک صحبتى بکنیم. خب، مأمورین دولتى - معمولاً یک نفر، دو نفر - رفتند یک جائى نشستند صحبت کردند؛ بمجرد اینکه حرف منطقى اینها بیان شد و آنها جوابى نداشتند، یکجانبه مذاکره‌ها قطع شد! البته استفاده‌ى تبلیغاتى‌شان را هم کردند. این، تجربه‌ى ماست. خب، «من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة».(29/11/91)

اگر مذاکره هم کنیم باز دست از تحریم ها و فشارها بر نمیدارند

در تبلیغات وانمود میکنند که اگر ایران با آمریکا سر میز مذاکره بنشیند، تحریمها برداشته میشود. این هم دروغ است. هدفشان این است که با وعده‌ى برداشتن تحریمها، ملت ایران را وادار کنند که اشتیاق به مذاکره‌ى با آمریکا پیدا کند. (29/11/91)

 یک عده‌اى هم از روى ساده‌لوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض - نمیشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بکند، اما کار آدم ساده‌لوح، با کار آدم مغرض، در ماهیت خود تفاوتى پیدا نمیکند - خوشحال میشوند که بله، بیایید؛ نه، اینجور نیست، مذاکره مشکلى را حل نمیکند؛ مذاکره‌ى با آمریکا مشکلى را حل نمیکند؛ کجا اینها به وعده‌هاى خودشان عمل کردند؟ شصت سال است که از 28 مرداد 32 تا امروز در هر موردى که با آمریکایى‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. یک روزى مصدق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد، به آنها تکیه کرد، آنها را دوست خود فرض کرد، ماجراى 28 مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایى‌ها قرار گرفت و عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایى بود. تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند. بعد هم حکومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر این کشور مسلط کردند، ساواک تشکیل دادند، مبارزان را به زنجیر کشیدند، شکنجه کردند؛ این مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شمایید؛ شما هستید که در دنیا دارید شرارت میکنید، جنگ راه مى‌اندازید، ملتها را میچاپید، از رژیم صهیونیستى حمایت میکنید، ملتهاى بپاخاسته را در این ماجراى بیدارى اسلامى تا هر جا که بتوانید دچار سرکوب میکنید و به استضعاف میکشید و بین آنها اختلاف مى‌اندازید؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست. ملت ایران را متهم کردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اینها اعتماد شد، اینها این جورى حرکت کردند. (19/11/91)

غرض دشمن از مذاکره این است که ما از ایمانمان دست بکشیم

مذاکره، یعنى چه؟ صرف این‌که شما بروید با امریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مى‌شود؟ این‌طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسى، یعنى معامله. مذاکره با امریکا، یعنى معامله با امریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به امریکا چه مى‌خواهى بدهى، تا چیزى از او بگیرى؟ آن چیزى که شما مى‌خواهید به امریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟ ما چه مى‌توانیم به امریکا بدهیم؟ او از ما چه مى‌خواهد؟ آیا مى‌دانید که او چه مى‌خواهد؟ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید» (1). واللَّه که امریکا از هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نیست. او مى‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او مى‌خواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟((1369/02/12

القاء میکنند غرض اصلی آنها از دشمنی ها مسئله هسته ای است.

همین چند روز قبل از این، رئیس جمهور آمریکا نطق میکند و درباره‌ى مسائل هسته‌اى ایران جورى حرف میزند که انگار اختلاف بین ایران و آمریکا این است که ایران میخواهد سلاح هسته‌اى درست کند. میگوید ما تا جائى که بتوانیم، نمیگذاریم ایران سلاح هسته‌اى درست کند! خب، اگر ما میخواستیم سلاح هسته‌اى درست کنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میکرد که سلاح هسته‌اى داشته باشد، آمریکا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد. ما نمیخواهیم سلاح هسته‌اى درست کنیم؛ نه به خاطر اینکه آمریکا از این ناراحت میشود؛ عقیده‌ى خود ما این است. ما اعتقاد داریم که سلاح هسته‌اى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم که در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیده‌ى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هسته‌اى درست کنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان که در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاکستان نتوانستند، در کره‌ى شمالى نتوانستند. آمریکائى‌ها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هسته‌اى درست کردند. (29/11/91)

آنها میگویند ما نگرانی داریم که شما به سمت تولید سلاح هسته‌ای بروید ــ چندتا کشور هم بیشتر نیستند، که اسم آوردم؛ اسم خودشان را میگذارند "جامعه‌ی جهانی"! ــ میگویند جامعه‌ی جهانی نگرانی دارد. نخیر، جامعه‌ی جهانی هیچ نگرانی‌ای ندارد. اکثر کشورهای دنیا طرف جمهوری اسلامی هستند و از خواسته‌ی ما حمایت میکنند؛ چون خواسته‌ی بحقی است. آمریکائی‌ها اگر میخواستند مسئله حل شود، این راه حلِ بسیار آسانی بود؛ میتوانستند به حق غنی سازی برای ملت ایران اعتراف کنند؛ برای اینکه نگرانی‌ای هم از آن جهات نداشته باشند، میتوانستند مقررات قانونی آژانس هسته‌ای را هم اعمال کنند؛ ما هم از اول هیچ مخالفتی با اعمال این نظارتها و مقررات نداشتیم. هر وقت نزدیک به راه حل میشویم، آمریکائی‌ها یک سنگی می‌اندازند که جلوی راه حل گرفته شود. هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی که من دارم، این است که میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار؛ که آن فشارها ــ همان طور که خودشان گفتند ــ برای فلج ‌کردن ملت ایران است. البته به کوری چشم دشمن، ملت ایران فلج نخواهد شد. (1/1/92)

غرض اساسی آنها از مذاکره کاری تبلیغاتی تا کشورهای اسلامی را ناامید و از مقاومت منصرف کنند

غرض آنها حل مشکلات و مسائل نیست - که من بعد توضیح خواهم داد - غرضشان یک کار تبلیغاتى است براى اینکه به ملتهاى مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ایستادگى، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتى ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را براى خاموش کردن و ناامید کردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان که امروز در بسیارى از کشورهاى اسلامىِ اینها نسیم بیدارى وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، یکى از هدفهاى آنها همین بود که ایران را پاى میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پاى میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میکنند. این، مطلب مهمى است. وقتى هدف از مذاکره، یک هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسى است، یک هدف تبلیغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهورى اسلامى است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، میفهمد که هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را میدهد. .(29/11/91)

به قول خود آمریکایى‌ها، سیاست خاورمیانه‌اى آنها دچار شکست شده. آمریکا در سیاستهاى خود در این منطقه، دچار شکست است. احتیاج دارند به اینکه یک برگ برنده‌اى را به قول خودهاشان رو کنند؛ این برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اینکه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بکشانند پاى میز مذاکره؛ به این احتیاج دارند.(19/11/91)

مذاکره از روى حُسن نیت، با شرایط برابر، میان دو طرفى که نمیخواهند به یکدیگر کلک بزنند، معنا پیدا میکند. مذاکره به صورت یک تاکتیک، مذاکره براى مذاکره، مذاکره براى فروختن ژست ابرقدرتى بیشتر به دنیا، این مذاکره یک حرکت حیله‌گرانه است؛ این حرکت واقعى نیست. .(19/11/91)

موضع ملت ایران در برابر پیشنهاد سازش و مذاکره

ایستادگی و مقاومت تا رسیدن به هدف

ما بدى ندیدیم از ایستادگى، از مقاومت. مقاومت، نیروى درونى یک ملت را احیاء میکند و به فعلیت میرساند. همین تحریمهائى که میکنند، به کمک ملت ایران خواهد آمد و ملت ایران را به اذن اللّه و به حول و قوه‌ى الهى به رشد و شکوفائى خواهد رساند. این، نکته‌ى مهمى است. خب، امسال شما دیدید در این راهپیمائى، مردم چه کردند. نمیشود گفت مردم از گرانى و مشکلات شکایتى ندارند؛ چرا، گرانى هست، مشکلات اقتصادى هست، مردم هم آن را لمس میکنند - مخصوصاً طبقات ضعیف - اما این موجب نشد که مردم بین خودشان و نظام اسلامى فاصله بیندازند. مردم میدانند که آن دست قدرتمندى که بتواند این مشکلات را حل کند، نظام اسلامى است؛ آن اسلام عزیز و اسلام مقتدر و مسئولانى است که به اسلام پایبندند؛ اینها میتوانند مشکلات را برطرف کنند. تسلیم شدن در مقابل دشمنان، مشکلى را برطرف نمیکند. (29/11/91)

بله، ملت ایران در مقابل آنچه که دشمن میخواهد انجام دهد، دنبال تدبیر خواهد بود. ملت ایران دنبال شکوفائى اقتصادى، رونق اقتصادى و رفاه کامل است؛ اما ملت ایران نمیخواهد این را از راه ذلت در مقابل دشمن به دست بیاورد؛ این را میخواهد با نیروى خود، با عزم خود، با شجاعت خود، با پیشروى خود، با توانائى جوانانش به دست آورد؛ لا غیر. بله، تحریم، فشار است، آزار است - شکى نیست –اما در مقابله‌ى با این فشار و آزار، دو راه وجود دارد: ملتهاى ضعیف وقتى که دشمن فشار آورد، میروند در مقابل دشمن تسلیم میشوند، خشوع میکنند، توبه میکنند. اما ملت شجاعى مثل ایران بمجرد اینکه دید دشمن دارد فشار مى‌آورد، سعى میکند نیروهاى درونى خود را فعال کند، با قدرت و شجاعت از منطقه‌ى خطر عبور کند؛ و همین کار را خواهد کرد. این هم تجربه‌ى سى ساله‌ى ماست. (29/11/91)

ما با کشورهایى که حرکت توطئه‌آمیز علیه ایران نداشتند و ندارند، مذاکره کردیم، قرار داد بستیم، ارتباط برقرار کردیم؛ ملت ایران اهل مسالمت است؛ ملت ایران اهل حلم است؛ وحدت ملت ایران در خدمت منافع عمومى بشریت است؛ امروز آنچه که ملت ایران انجام میدهد براى منافع ملى، براى منافع امت اسلامى و براى منافع بشریت است. و بدون تردید کمک الهى پشت سر ملت ایران است. مردم ایران با این بصیرت، با این عزم راسخ، با این ایستادگى‌اى که در این راه روشن خود نشان دادند و ان‌شاءالله همیشه این را دنبال خواهند کرد، خواهد توانست نه فقط ملت ایران را، ان‌شاءالله امت اسلامى را به اوج قله‌ى افتخار برسانند. راهش این است که این بصیرت را حفظ کنیم؛ راهش این است که اتحاد خودمان را حفظ کنیم؛ راهش این است که مسئولین کشور مصالح کشور را حفظ کنند. (19/11/91)

به آمریکا سوء ظن داریم و خوش بین نیستیم

امروز ملت ایران بیدار است. چهره‌ى آمریکا نه فقط در ایران، در منطقه شناخته شده است؛ ملتها به آمریکا سوء ظن دارند و این سوء ظن قرائن متعددى براى آنها دارد؛ ملت ایران هم دست آمریکا را خوانده است، میفهمد که مقصود آنها چیست؛ ملت بیدار است. (19/11/91)

من دیپلمات نیستم، من انقلابى‌ام، حرف را صریح و صادقانه میگویم. دیپلمات یک کلمه‌اى را میگوید، معناى دیگرى را اراده میکند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم. مذاکره آن وقتى معنا پیدا میکند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد(19/11/91)

من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد که گفتگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. (1/1/92)

امکان ندارد زیر فشار مذاکره کنیم

باید حُسن نیت نشان بدهند. عنوان مذاکره، پیشنهاد مذاکره با فشار سازگار نیست؛ راه فشار با راه مذاکره دوتاست؛ امکان ندارد که ملت ایران قبول بکند که زیر چکمه‌ى فشار، زیر تهدید بیاید با طرف تهدید کننده و فشار آورنده مذاکره کند. مذاکره کنیم که چى؟ که چه بشود؟(19/11/91)

مسئولین ما منطقى‌اند، ملت ما منطقى‌اند. حرف منطقى و کار منطقى را ما قبول داریم. آمریکائى‌ها نشان بدهند که زور نمیگویند، نشان بدهند که شرارت نمیکنند، نشان بدهند که در حرف و عملشان غیر منطقى حرف نمیزنند و عمل نمیکنند، نشان بدهند که به حقوق ملت ایران احترام میگذارند، نشان بدهند که در منطقه آتش‌افروزى نمیکنند، نشان بدهند که در مسائل ملت ایران دخالت نمیکنند؛ آنچنان که در فتنه‌ى ۸۸ دخالت کردند، از فتنه‌گران پشتیبانى کردند، شبکه‌هاى اجتماعى را در خدمت فتنه‌گران قرار دادند - یک شبکه‌ى اجتماعى آن روزها میخواست براى تعمیرات تعطیل کند، گفتند تعطیل نکن؛ براى اینکه بتوانند روى فتنه و آتش فتنه اثر بگذارند! - این کارها را نکنند، خواهند دید جمهورى اسلامى یک نظام خیرخواه است؛ مردم، مردم منطقى‌اى هستند. راه تعامل با جمهورى اسلامى فقط این چیزى است که گفتیم و لاغیر؛ از این راه میتوانند با جمهورى اسلامى تعامل داشته باشند. (1/1/92)

تمامی مسئولین باید خطوط قرمز و خواسته ی ملت را رعایت کنند.

در چند مورد، در طول سالهای متمادی، در دولتهای گوناگون، کسانی بر سر موضوعات مقطعی ــ که ما هم مخالفتی نداشتیم ــ با آنها مذاکره کرده‌اند؛ اما مربوط به دولتها بوده است. البته همانها هم موظف بوده‌اند که خطوط قرمز رهبری را رعایت کنند؛ امروز هم موظفند و باید رعایت کنند. (19/11/91)

 امروز اگر کسانى بخواهند سلطه‌ى آمریکا را مجدداً در این کشور بر قرار کنند، بخواهند از منافع ملى، از پیشرفت علمى، از حرکت مستقل صرف‌نظر کنند براى خاطر رضایت آمریکا، ملت گریبان اینها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف این حرکت عمومى و خواست عمومى حرکت کنم، ملت اعتراض خواهد کرد؛ معلوم است. همه‌ى مسئولین موظفند منافع ملى را رعایت کنند؛ استقلال ملى را رعایت کنند؛ آبروى ملت ایران را حفظ کنند. (19/11/91)

برداشت ما این است که پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکائی‌ها، یک تاکتیک آمریکائی و برای فریب‌ دادن افکار عمومی است؛ افکار عمومی دنیا و افکار عمومی مردممان.  باید شما ثابت کنید این نیست. میتوانید ثابت کنید؟  ثابت کنید. (1/1/92)

راه حل این ملت ایران این است که دست از دشمنی بردارید

راه حل این است: آمریکائی‌ها از دشمنی با جمهوری اسلامی دست بردارند، از دشمنی با ملت ایران دست بردارند. پیشنهاد مذاکره، حرف منطقی و متین و مستدلی نیست؛  حرف درست این است. اگر میخواهند مشکلات فی‌ما‌‌بین وجود نداشته باشد ــ که میگویند ما میخواهیم بین ایران و آمریکا مشکلی وجود نداشته باشد ــ دست از دشمنی بردارند. سی و چهار سال است که دولتهای گوناگون آمریکا با فهم غلط از ایران و ایرانی، دشمنی‌های گوناگونی را با ما طراحی کرده‌اند. از سال اول پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، اینها با ما دشمنی کردند؛ در زمینه‌ی امنیت، علیه امنیت ما برنامه‌ریزی کردند؛ حرکات خصمانه انجام دادند؛ علیه تمامیت ارضی ما اقدام کردند؛ از دشمنان ریز و درشت ما در طول سالهای متمادی همیشه حمایت کردند؛ علیه اقتصاد ملی ما فعالیت کردند؛ از همه‌ی ابزارها علیه ملت ایران استفاده کردند؛ و در همه‌ی اینها هم بحمد‌الله شکست خوردند؛ بعد از این هم  در مقابله‌ی با ملت ایران اگر این دشمنی‌ها را ادامه دهند، شکست خواهند خورد. بنابراین بنده مسئولان آمریکائی‌ را هدایت میکنم؛ اگر دنبال راه عاقلانه میگردند، راه عاقلانه این است که سیاست خود را تصحیح کنند؛ عمل خود را تصحیح کنند و  دست از دشمنی با ملت ایران بردارند. (1/1/92)

آمریکائى‌ها باید حسن نیت خودشان را اثبات کنند؛ نشان بدهند که درصدد زورگوئى نیستند. اگر چنانچه این را نشان دادند، آن وقت خواهند دید که ملت ایران پاسخ خواهد داد. شرارت نباشد، دخالت نباشد، زورگوئى نباشد، شناختن حقوق ملت ایران باشد، آن وقت جواب مناسب از طرف ایران داده خواهد شد. (29/11/91)


کلمات کلیدی: سیاسی